تبليغاتX
سیاره بازی
h=
با سلام ...

دوست عزیزی در این وبلاگ و بلاگ دیگرم نظر نوشته بودند و از اینکه سیاره بازی ها مانند گذشته فعال نیست انتقاد کرده بودند . همینجا از ایشون به خاطر توجه و دلسوزی که نسبت به اینجا داشتند صمیمانه تشکر می کنم .

در جواب به این دوست عزیز باید بگم همون طور که میدونند من در دیگرفا(وبلاگ دیگرم) فعالیت زیادی دارم و مخاطب های زیادی هم جذب کرده ام . فکر می کنم دیگر وقت و انرژی این را نداشته باشم که مرتباً دنبال مقاله انگلیسی و ترجمه آن برای دیگرفا باشم و از طرف دیگر سیاره بازی را آپدیت کنم .

با توجه به اینکه مدارس به زودی آغاز به کار میکنند به من حق بدهید که نتوانم هم درسم را خوب بخوانم هم دو وبلاگ را آپدیت کنم .

اما امکان این هم وجود دارد که در اوقات فراغت بخصوص در تعطیلات رسمی سیاره بازی ها مطالبش بروز
شود . الحمدال..  هستند همکارانی که فعالیت زیادی در حوزه ی گیم انجام می دهند که شما میتوانید از مطالب آنها بهره ببرید .

راستش در فکر نویسنده ای برای این وبلاگ هستم که در زمان غیبت من مسئول سیاره بازی ها باشد .

التماس دعا
+ نوشته شده در  87/07/01ساعت 0:45 AM  توسط Ali  | 
 بالاخره یه ماه سخت و دشوار امتحانی  به نام خرداد چند روز دیگر به پایان می رسد. و در این اوضاع هیچ چیز مرا به اندازه ی پایان دوره ی  امتحانات  خشنود نمی کند . برگی دیگر از کتاب زندگی ورق میخورد . حال بهار معتدل باید جای خود را به فصل پرحرارت تابستان بدهد .

خداحافظ بهار !

نمی دانم امسال چرا باران زیادی همراه خودت نیاوردی شاید سرحال نبودی ،حالا دیگر مهم نیست .. لازم نیست خجالت بکشی ...

ولی باید قول بدهی سال بعد حتماً آن قطره های زلال ِ زندگی بخش را سوار ابرهای بارانی کنی  و سخاوتمندانه  بر سر

این خاک فرو بریزی ....

میدانی ؟ آخر موضوع اینست .... که.... کــ...ه  ملت و سرزمین ما بسی مشکل دارد . هرگز نمیخواهم ملت در غم خشکسالی هم فرو روند .می خواهم باران ببارد در دل خشکسالی ؛ تا آنهایی که حواسشان پرت است بدانند که در این  دنیای مشکلات تنها نیستند و کسی هست که بشود به لطف و مددش در روز های سخت امیدوار گشت و به موهبت هایش دل بست .

خداوندا اکنون که به اذن تو ، بهار کنار می رود  ، و تابستان جایگزین اش می شود ، از تو درخواست می کنیم سال بعد باران بیشتری به سرزمین ما ببخشی ....

+ نوشته شده در  87/03/25ساعت 1:0 PM  توسط Ali  | 
سلام ، یه چند وقتی بود پسرخاله گرامی ما ( اون کوچیک تره ) دلش میخواست یه فروم داشته باشه بعد کاربر جذب کنه ووو .... پس اومد با همکاری داداش مهردادش یک فروم به کمک Smf راه اندازی کرد البته ناگفته نماند که قبلاً هم یک فروم با Smf زده بودن ولی عمرش از یک مگس کمتر بود ! . درسته مهرشاد خیلی از این شاخه به اون شاخه میپره ولی ایندفعه دیدم واقعا هدف اش رو مشخص کرده و میخواد همه ی توانش رو بذاره تا کارش خوب دربیاد تا مثل سایت ها و وبلاگ های دیگش دود نشه بره هوا ! برای همین منم خواستم مشارکتی داشته باشم تا مهرشاد رو در رسیدن به هدف اش یاری کنم برای همین رفتم تو فروم عضو شدم و روز اول 40 پست دادم . آدرس فروم اینه : Mehrshad.rajabi.ir ؛

البته طبعاً هنوز خیلی مشکل و کمی و کاستی داره ولی به امید خدا تا چند روز آینده همش برطرف میشه .
این پست رو زدم تا ابتدا حمایتی هرچند مختصر ازش کرده باشم و دوماًً خواستم دوستانی که مایل به مدیریت در بخش های مختلف انجمن هستند رو دعوت به همکاری کنم .

امیدوارم این دفعه مهرشاد بترکـــونه فقط همین !
+ نوشته شده در  86/11/23ساعت 1:15 PM  توسط Ali  | 


روز پنجشنبه دلهره ای بین بچه ها بود که به من هم منتقل شده بود .  قرار بود 2 روز بعد یعنی روز شنبه جواب
3 امتحان پایانی رو بدهند . یعنی هر سه دبیر درس های روز شنبه باید جواب امتحانات رو به ما می گفتند ، در این بین بچه ها بیشتر از دبیر شیمی واهمه داشتند چون به تجربه ثابت شده بود او حتی از 1./0 نمره هم نمیگذرد به همین خاطر امید به نمره کیلویی شیمی نداشتیم هرچند که من هم درس شیمی و هم معلم آن را دوست دارم .
بالاخره روز شنبه فرا رسید . زنگ اول دین زندگی داشتیم ، بعد از ورود دبیر به کلاس و ابراز نارضایتی او از نمره ها ، شروع به خواندن نمره های خام و مستمر کرد . خدا را شکر من و عموم بچه های کلاس از نمره های دین زندگی مان راضی بودیم. مقادیری از استرس مان فرو ریخت و با روحیه ای خوب ، خود را آماده شنیدن نمرات شیمی در زنگ دوم کردیم . با فرارسیدن زنگ دوم معلم شیمی نیز مثل همیشه سراسیمه آمد و دفتر نمراتش رو در آورد و بدون هیچ حاشیه ای شروع به خواندن نمرات از روی آن کرد  .  دبیر شیمی به ترتیب خواند تا نوبت من رسید خدایا جلوی بچه ها کنف نشم! نمره ام از فلانی و فلانی پائین تر نیاد که خیلی ضایع س  ، علی ...
نمره ورقه 16 . منو میگی ته  دلم خوشحال شدم ولی برای اینکه بگم ندید بدید نمره نیستم ابراز احساسات نکردم . خلاصه زنگ دوم هم با چند صفحه درس دادن و بقیش با شلوغ کردن و هرج و مرج بچه ها برای نمره به پایان رسید .
زنگ سوم آقای مصیبتی دبیر زیست شناسی ، وارد کلاس شد . اوه گفتم مصیبتی ... اهم اهم .. ببخشید منظورم همون آقای مصیبی بود . بعد از چند ماه بالاخره لبخندی زد چون همیشه معلم تقریبا خشکی بود ما هم پر رو شدیم و با هرج و مرج شلوغی کلاس رو بردیم رو هوا در این بین من که مشتاق شنیدن نمره بودم هی میگفتم ســــــــــــیس سیس ...... ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیس . معلم می گفت بچه ها 20 هم داشتیم مارو میگی ، گفتیم اء ء ا ! امتحان به اون سختی کدوم خرخونی شده 20 ! ما گفتیم آقا نمره هارو بخون بخــــون .... اونم با خنده گفت : بخونم؟ به نفع تون نیستا !!! ما رو بگو همه جفت کردیم . گفتیم آقا خب برا اینکه کسی ضایع نشه خودش بیاد اونجا شما آروم بهش بگو ، اونم قبول کرد . دونه دونه رفتیم اونجا و معلم هم که مثلاً داشت  سکرت نمره هارو می گفت کاملاً میتونستی بشنوی که داره  چه عددی رو میگه ! خیلی دوست داشتم آنجا بودید و چهره در هم ریخته و به قول بچه ها Reset شده ی ، چند نفر ئه اولی که نمره های خود را دیدند ، می دیدید .  اندکی بعد یکی از بچه ها زد زیر گریه و جرقه گریه ، ناراحتی ، سر گذاشتن روی میز ..... که خودتان بهتر می دانید ، خورد . من و بغل دستیم هم گفتیم حتماً نمره های خیلی تخیلی بوده که این فلانی که تا همین چند لحظه پیش ورجه وورجه میکرد تو کلاس و با بقیه شوخی میکرد اینجوری زد زیر گریه و رنگش صورتش شده اینهو گچ ! بعد از پی بردن به این موضوع من هی رنگ عوض می کردم . رنگم می پرید ، سرخ و سبز میشدم ..... تـــــا 27 نفر گذشت و نوبت این بنده شد . با  کنجکاوی رفتم و دیدم خدا را شکر این یکی هم به خیر گذشته چون نمره ام شد 16 . حالا با غرور از بچه ها نمره هایشان را می پرسیدم و با غرور میگفتم 16 . نمیدانم شما الان چه فکر می کنین که مگه آیا 16 نیز اینقدر پز دارد ؟ من میگم بله که دارد چون طبق گفته خود معلم نزدیک به 70/65 درصد بچه ها تک شدند! و مهر تجدید در درس زیست شناسی به پیشانی یکایک آنها حک شد .
 خب از همه نمرات یک رضایت نسبی داشتم جز درس فیزیک که نمره ام ضعیف بود و درس                   اجتماعی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که در تاریخ فراگیری این درس  اولین نمره زیر 18 ام رو کسب کردم که واقعا ً مایه شرم و خجالت است .



نظر یادت نره .


+ نوشته شده در  86/11/13ساعت 5:13 PM  توسط Ali  | 


فردا شنبه 22 دی ماه مدارس استان تهران **تعطیل** است.
+ نوشته شده در  86/10/21ساعت 9:11 PM  توسط Ali  | 
یه چندروزی شاید نتونم این جا رو اپدیت کنم چون کامپیوترم قاط زده :((
+ نوشته شده در  86/10/20ساعت 6:53 PM  توسط Ali  | 
سلام ...موضوع جدیدی ساختم با عنوان اطلاعات بازی در این بخش اطلاعاتی در مورد سیستم سخت افزاری مورد نیاز بازی و سازنده اش و غیره گنجانده خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  86/09/22ساعت 8:6 PM  توسط Ali  | 
  آمار ویزیتور های وبلاگ به شدت نزول کرده است . حدس زدم حتماْ مشکلی برای گروهی از ویزیتور ها پیش آمده که دیگر ترجیح می دهند قید اینجا رو بزنند با کمی فکر  ، یاد مطلبی در مورد اینکه " چگونه وب سایت پر مخاطبی داشته باشیم "  افتادم در یکی از سطر هایش آمده بود که باید صفحه ای سبک داشته باشین و در ادامه آمده بود اگر می خواهید میزان سنگینی / سبکی حجم وبلاگ خود را بسنجید
کافیست یک Refresh کنید و بلافاصله نفس تون رو نگه دارین ، اگر دار فانی رو وداع کردین و صفحه هنوز لود نشده بود یعنی صفحه خیلی سنگین بوده و اگر قبل از فوت تون صفحه لود شد ، وب سایت شما از حجم مناسبی برخوردار است . ! حجم استاندارد برای یکی وبلاگ 60 کیلوبایت است که حجم این صفحه دو برابر این مقدار است ! ( 126 Kb ! ) .

پس با توجه به توجیه بالا یا باید ویزیتور ها  قید صفحه من رو بزنن یا من  مجبورم قید این قالب رو    بزنم !  تا قید صفحم زده نشه ! چی شد خودم نفهمیدم ! لول .

پ.ن : چه بد !

+ نوشته شده در  86/09/18ساعت 3:0 PM  توسط Ali  | 
دوست عزیزی که ظاهراْ نویسنده یکی از آن وبلاگ هایی که اسمشان در ساید بار آمده نظر داده اند و گفته اند که قصد بدی نداشتند و من هم از لحن ایشان پی به این قضیه تا حدودی بردم و حالا کمی سبک تر شدم ...

ولی از همه ی دوستان و همکاران گیم نویس تقاظا می کنم اگر هم می خواهند مطلبی از جایی بر دارند نه اینجا هر جایی که این کار را می کنند یک لینک نا قابل به منبع هم بدهند که این طور نه تنها
نویسنده ناراحت نمی شود بلکه ( شما رو دعا هم می کند ) زیرا شما به هر صورت باعث گسترش نشر
آن مطلب در نت می شوید . لذا از نویسنگان محترمی که واقعا ْ قصد ( سرقت مطلب ) رو نداشته اند در این پست کامنت خود را بگذارند تا جهت برداشتن نام آن ها در لیست ( سارقان مطالب ) اقدام گردد .

 

+ نوشته شده در  86/09/08ساعت 11:58 PM  توسط Ali  | 
 پرشین گیگ بهترین کادویی که میتونست بهم بده رو امروز بهم داد ، که برای یکایک شما دوستان که اکانت پرشین گیگ دارید دعا می کنم به آن نرسید .

پ.ن: تا اطلاع ثانوی پارسا اسپیس ای شدیم .

 

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت 4:36 PM  توسط Ali  | 
سلام

۴ آذرماه سال ۱۳۸۵ وبلاگ سیاره بازی ها - سیاره کدهای تقلب - کار خود را آغاز کرد. و سیاره بازی ها
به همت من ساخته شد من  ای  که چندین ماه پیش از  این اینجا ، وبلاگی در پرشین بلاگ داشتم
اتفاقاً وبلاگی بدی هم نبود ولی خب سیستم پرشین بلاگ عوض شد و میشه گفت به نحوی از کار
کردن با اون خسته شده بودم برای همین به سمت بلاگفا کشیده شدم ، در بلاگفا محیط  ساده
و کاربردی مطلوب ام رو تا حدی پیدا کردم و از نوشتن با اون همچنان لذت می برم ... این وبلاگ در
روز هایی ثبت شد که بلاگفا اوضاع چندان خوبی نداشت از طرفی اخبار های متفاوت از اینکه بلاگفا
فروخته شده است ..ووو و از طرفی پتیشن های مختلف کاربران آن که به ارور های متعدد              و دست و پاگیراش معترض بودند به اوج خود رسیده بود .               

خداروشکر اوضاع حالا فرق کرده است و به همت و به خاطر لیاقت علیرضا شیرازی عزیز بلاگفا محکم و
با ثبات به کار خودش ادامه میدهد .

وقتی که وبلاگ رو ثبت کردم سعی کردم تمرکز ام رو روی موضوع بازی های فلش نگه دارم و به نوعی از
موضوع ترینر این حرف ها در بیام ولی خب از طرفی بازی های فلش نسبت به ترینر و کدهای تقلب
موضوعی محدود تری داشت ، خلاصه اینکه برای گسترش موضوعات مطالب دوباره به سمت ترینر و کدهای تقلب کشیده شدم و نتیجه اش چیزی که امروز می بینید ..

پ.ن : هر کی که تابه حال از این وبلاگ راضی بوده نظر بده ،  اگر به ۲۰ نرسید من دیگه کلی نا امید میشم  !

پ.ن : هر کی تمایل به تبادل لینک داره حتما ً در این پست کامنت اش رو بگذاره .

پ.ن : پذیرای انتقادات - پیشنهادات هستیم .



 

+ نوشته شده در  86/09/04ساعت 6:1 PM  توسط Ali  | 
ای بابا ، هی وجدانم میگه به مردم حال بده ( راست کلیک ) رو آزاد بذار ! میبینم نمیشه ! بعضی ها متاسفانه جنبه این آزادی رو ندارن ! اقا حق الناس ِ حق الناس ! اخه وقتی تو یه مطلبی از من کپی میکنی و من راضی نباشم اون دنیا  قسمت  سایبر  آخرت :)) خفتت می کنن! خلاصه اینکه چه میشه کرد ! یه سری @#@%@^>^&*... تشریف دارن دیگه !

پ.ن: امروز دوباره لینک وبلاگی رو مشاهده کردیم که تمام مطالب مارا فول کامپلت کپی می کرد !

+ نوشته شده در  86/09/03ساعت 10:34 PM  توسط Ali  | 

اهم ... اهم .. ۱۲۳ امتحان میشه ۱۲۳..۱۲۳  صدا میاد ؟ ضبط میشه

سلام ، چند روز دیگه تولد ۱ سالگی این وبلاگ هست الان چیزی نمی گم تا باسه اون روز حداقل دو سه خط مطلب باسه نوشتن داشته باشم ! لول

خواستم فقط بگم زززززززززززبوق بوق بوق اوه میکروفن افتاد ! .......قیژ خچ خچ { فوت فوت } ..بــوق !

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت 1:27 PM  توسط Ali  | 

سلام امروز

در پی مشاهده استت مان که این روز ها به واسطه تاخیر نسبتا ْ طولانی سوت و کور شده است ،
 داشتم ورودی هایی که از سایت های دیگر گرفتم رو می دیدم در این حین به وبلاگی
برخوردم از نوع موضوع وبلاگ خودم  ،  گفتم شاید کسی که از این وبلاگ به اینجا اومده حتما ً مدیر
اون وبلاگ منو لینکیده یا شاید خواسته تبادل لینک کنه و من یادم رفته لینکش کنم پس صفحه اش
رو باز کردم تا ببینم اوضاع از چه قراره ؟ فکم به کیبورد چسبیــد !دیدم  ایشون یه حال اساسی به ما
دادن و کل مطالب ما همراه کلیه عکس ها و ایکون هایی که استفاده کردیم رو در وبلاگ اش کپی
پیست کرده ! . بستگی به دید آدم داره مثلاً میشه این طور به قضیه نگاه کرد که حتما ً مطالب من
خیلی جالب بوده تا ایشون رو ترغیب کرده که زحمت بکشه وبلاگی راه بندازه تا مطالب منو منتشر
کنه روی نت !
در هر صورت این نصیحت رو از من بشنوید ای کسانیکه تمایل به ایجاد وبلاگ دارین ، تا اطمینان
حاصل نکرده اید که بتوانید در مورد موضوعی به صورت مستمر بنویسید و همیشه مطلبی
برای منتشر کردن داشته باشید وبلاگی به پا نکنید ! تا در نهایت بعد چند پست کپی - پیستی
نشوید !

خلاصه اینکه به قول شاعر یعنی خودم ( لول ) قانون کپی رایت مثل عدالت تو این کشور میمونه ..!

* برای اینکه دوستان تا وارد این وبلاگ بشوند بفمند که در همون زمان وبلاگی دیگر داره مطالب این
وبلاگ رو می دزده ایکون بزرگی در ساید بار وبلاگ نصب خواهم کرد ! و پائین اش به خط خوش مینوسم
کپی رایت مثل عدالت !

*منتظر نظرت هستم !

+ نوشته شده در  86/08/30ساعت 2:56 PM  توسط Ali  | 

سلام به همه

این وبلاگ در تاریخ امروز دوباره به فعالیت خودش با جدیت ادامه می ده ؛ امیدوارم دوباره بتونم شما دوستان رو از مطالب ام راضی نگه دارم .

در مورد قالب هم قالب "سیه فام" رو انتخاب کردم که توسط دیجیتال کیوان طراحی شده و جز قالب های اصلی سیستم بلاگفاست ؛ در مورد بقیه قضایا هم باید چندتا کد به قالب اش اضافه کنم مثلاً :

- کد ارسال لینک به بالاترین

ـ کد فرستادن پست به دوستانتان از طریق یاهو مسنجر

- احتمالاً کد پوسترهای منتخب از وب سایت Gamewallpapers

- چیـــــــــــــــزه دیگه ای به ذهنم نمـــــــــــــــی رسه شما پیــشنهادی نداریــــن ؟

راستی وقتی میخواستم دوباره اینجارو راه بندازم دیدم ایولا آقا گوگل یه حالی به ما داده و پیج رنک ما رو  یکی اضافه کرده ( 3 ) ؛

+ نوشته شده در  86/08/25ساعت 2:43 PM  توسط Ali  | 

+ نوشته شده در  86/08/21ساعت 6:33 PM  توسط Ali  | 

* اگر مایل هستین این وبلاگ دوباره در همین جا یه در جای دیگر ادامه فعالیت بدهد ، نظر بدهید .

 

+ نوشته شده در  86/07/21ساعت 5:17 PM  توسط Ali  | 

سلام ، سلامی با طعم پائیزی 

اول فرارسیدن ماه مبارک و پرفیض رمضان رو به همه مسلمان ها بالاخص هموطن های ایرونیم تبریک میگم ؛

و برای همه آرزوی سلامتی و شادکامی می کنم ، ای خودم هم خوبم ! 

میدونم ... نیازی نیست بگین خیلی تاخیر آپدیت داشتم و بعضی ها که سابقه منو میدونستن فک کردن بازم اینجارو مثل وبلاگ ها قبلی درشو تخته کردم که هرگز اینطور نیست حداقل تا امروز! lol

این نبودن من چند دلیل داشت اولی اینکه منتظر بودم بازی ها شاهکاری مثل MoH : Airborne و Bioshock به صورت رسمی عرضه بشن و منتظر بودم ببینم چه از آب درمیان که هر دو سربلند بیرون اومدن !  ( البته جدا از این بازی ها مطلب بدردبخوری نداشتم  ), و دومی اینکه یک تریپ چریکی به خانه پسرخاله عزیزمان داشتیم  و بعد از آن نیز 2/3 روزی همراه خانواده و خانواده ای دیگر به مشهد رفتیم و برای من که اولین بارم بود به مشهد میرفتم  تجربه مسافرتی  خوبی بود ! جایتان خالی ! 

و دلیل سومی و آخری اینکه مشغول خرید وسائل و لوازم برای سال تحصیلی جدید بودم  که هم اکنون نیز هستم ، امروز رفتم موهای بلندمو کوتاه کردم خودم ،خودمو میبینم تعجب می کنم       

خوب تا اینجا از همه چی حرف زدیم جز درباره تیتر پست ، قراره که از آغاز مهر یه تغییراتی ( نه چندان اساسی ) برای تنوع تو وبلاگ ایجاد کنم مثل تعویض بنر ، لوگو ها ، لینک ها ! البته فعلا ً که        درگیرم !  این رو هم اضافه کنم قالبی که هم اکنون مشاهده می کنید موقتی است و احتمالا ً از قالب قدیمی با تغییراتی اندکی که توش ایجاد میشه استفاده خواهد شد .

میدونی من الان چجوریم ؟

1-  2-  3-    4- مورد 1,2,3 صحیح است

هم اکنون نیازمند کامنت سبزتان هستیم ! 

 

تا بعد یاعلی ! 

  

+ نوشته شده در  86/06/29ساعت 5:6 AM  توسط Ali  | 
سلام اولاً تبریک بگم به همه کاربران محترم بلاگفا به خاطر اپگرید شدن این سیستم دوست داشتنی و صد البته به علیرضا شیرازی عزیز که با فراهم آوردن محیطی بهتر از گذشته به ما حسابی روحیه دادن و مارو سرحال آوردند .

البته سیستم جدید از امکان چشمگیر جدیدی برخوردار نیست ولی قسمت میزکار در کارایی سیستم تاثیر به سزایی گذاشت .

البته من خیلی وقت هست که می خوام بنر وبلاگ رو تغییر بدم ولی نمیدونم یک باگ هی یقه مارو میگیره و نمی ذاره که عوضش کنم چون می گه :

این ارور بعد از زمانی میاد که من لینک عکس جدید رو جایگرین قبلی می کنم و اطلاعاتش رو کامل می کنم ولی وقتی روی بازسازی کلیک می کنم این ارور اجازه تغییر قالب رو نمیده !

کسی میدونه کجای کار می لنگه ؟

 

+ نوشته شده در  86/06/06ساعت 6:22 PM  توسط Ali  | 

سلام  ؛

امروز یعنی ۹ مرداد ۸۶ دقیقاً ۱۰ روز از آخرین آپدیت این وبلاگ میگذره و حتما ً شما فکر می کنید که چرا در این ۱۰ روز پستی ننوشتم .

راستش قضیه از اونجا شروع شد که داشتم یک مطلب می نوشتم و در کنارش وب گردی هم می کردم که کامپیوتر ذغالی بنده شروع کرد به Restart کردن انگار که کامپیوتر فرسوده و البته وفادار من شروع به لج بازی با من کرده بود  ، دیگه به سختی بعد از ۱۰/۱۵ بار ری استارت و مسلسل وار کامپیوتر قبول کردم که از کار کردن باهاش دل بکنم و مقاومت الکی نکنم ! هر چه گشتم علت این موضوع رو پیدا نکردم تا بالاخره عالیجناب صورت خیالی به کمکمون اومد و کامپیوتر مارو معاینه کرد ایشون می گفتند که این ایراد از آن ایراد های ساده نیست و با توجه به فرسوگی کامپیوتر من امکان داشت ایراد مربوط به یکی از قطعات ( مادربورد - رم - منبع تغذیه .... ) مرتبط باشد  و . خلاصه به پیشنهاد ایشان قبول کردیم آیدین ( صورت خیالی ) کامپیوتر رو ببره و ببینه مشکلش چیه که در این مدت کامپیوتر ما ۲/۳ روز بستری بود و من هم از غم  فراق از کامپیوترم حسابی خماری کشیدیم ( خدا نصیب گرگ خیابون نکنه ) .

خلاصه تا امروز به هم زنگ زد و گفت کامپیوترت امادس و باید بری بگیریش ما هم رفتیم و گرفتیمش و کلی حال کردیم  چون کامپیوترمون سرعتش بیشتر از قبل شده بود . و تا حدی بدن دردمان که ناشی از خماری بیش از حد بود مرتفع شد و قصه با خوبی و خوشی به پایان رسید .

من باید از آیدین عزیزم به خاطر کمکی که بهمون کرد تشکر کنم و البته بهش قول میدم دفعه دیگه که اومد خونه ما به یاری خدا کامپیوترمون سر و سالم باشه - آمین

فعلاً بای

+ نوشته شده در  86/05/10ساعت 0:12 AM  توسط Ali  | 
سلام ، من تا جمعه شب دسترسی به اینترنت ندارم برای همین تو این مدت پست نخواهیم داشت ..

بای تا جمعه شب

+ نوشته شده در  86/02/25ساعت 4:11 PM  توسط Ali  |