خداحافظ بهار !
نمی دانم امسال چرا باران زیادی همراه خودت نیاوردی شاید سرحال نبودی ،حالا دیگر مهم نیست .. لازم نیست خجالت بکشی ...
ولی باید قول بدهی سال بعد حتماً آن قطره های زلال ِ زندگی بخش را سوار ابرهای بارانی کنی و سخاوتمندانه بر سر
این خاک فرو بریزی ....
میدانی ؟ آخر موضوع اینست .... که.... کــ...ه ملت و سرزمین ما بسی مشکل دارد . هرگز نمیخواهم ملت در غم خشکسالی هم فرو روند .می خواهم باران ببارد در دل خشکسالی ؛ تا آنهایی که حواسشان پرت است بدانند که در این دنیای مشکلات تنها نیستند و کسی هست که بشود به لطف و مددش در روز های سخت امیدوار گشت و به موهبت هایش دل بست .
خداوندا اکنون که به اذن تو ، بهار کنار می رود ، و تابستان جایگزین اش می شود ، از تو درخواست می کنیم سال بعد باران بیشتری به سرزمین ما ببخشی ....